پایان 5ماهگی
٥ماه تمام شد و تو بزرگتر شدی و ما هر روز کنار تو غافلگیر. عسلم، شیرینم من فدای لبخندت که قند را در دلم آب می کنی. غلط می زنی و احساساتت را کامل بروز می دهی... امروز صبح با نگاهت به بابایی و ضربه های پاهای کوچکت به بدنش ناراحتیت را بروز دادی. بعد از 5 ماه کلنجار رفتن با تو برای گرفتن پستونک بلاخره پیروز شدم و تو با چه لذتی مک می زنی. مستقل شدی و با آرامش پیش مامان مریم می مونی بی هیچ اذیت شدنی...دیگه برای خواباندنت نیاز به بغل شدن نداری آرام روی تختت می خوابی و همچنان علاقه داری که روی شکممت بخوابی. پسرک پاییزی من بهار نزدیک است و تو آخرین روزهای ماهت را در زمستان می گذرانی. همه ی زندگی منی.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پایان 5ماهگی
